محمد تقي جعفري

211

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تحقيق هدف و انتخاب عملى وسيله . 3 - عمل تجريد ذهنى كه عبارتست از الغاى خصوصيات فردى و تشخصات عينى واقعيات ، نيز تعقل و عامل آن را عقل مىنامند ، مانند تجريد عدد از معدودات عينى و تجريد كليات از جزئيات عينى . ( 1 ) 4 - عقل بعنوان عامل هماهنگ سازندهء احساسات و عواطف و تمايلات از يك طرف و اصول و قوانين مذهبى و اخلاقى و اجتماعى از طرف ديگر نيز به كار برده شده است . 5 - عقل عامل تنظيم كنندهء جهان برونى و درونى و تعيين كنندهء موقعيت شايستهء انسان در جريان زندگى ، نيز معرفى شده است . 6 - عقل را تنها عامل تفكيك و مشخص كنندهء حق و باطل و درست و نادرست نيز ناميده‌اند . از طرف ديگر فلاسفه و حكماء و عرفاى جهان شناس چه در شرق و چه در غرب ، عقل را به سه قسم معين تقسيم كرده‌اند . قسم يكم - عقل نظرى كه گاهى آن را عقل جزئى نيز اصطلاح نموده‌اند ، اين اصطلاح در طرز تفكرات مولوى و ديگر عرفاى ژرفنگر فراوان به كار رفته است . قسم دوم - عقل عملى كه عبارتست از وجدان آگاه از اصول و قوانين كه توانائى تطبيق آنها را بر موارد خود دارا مىباشد . البته نمىگوئيم كه همهء آنان در تفسير عقل عملى كلمهء وجدان آگاه را به كار برده‌اند ، بلكه مقصود اينست كه تعريف آنان در بارهء عقل عملى به نحوى بيان مىشود كه با معناى وجدان آگاه و فعال قابل انطباق مىباشد . قسم سوم - عقل كلى كه نمودى از عقل كل است . اين اصطلاح در ميان

--> ( 1 ) اين نكته را در بارهء تجريد نبايد فراموش كنيم كه تجريد منحصر در يك نوع نيست و مىتوان گفت : تجريد عددى فعاليت مغزى در انتزاع مقدار كمىّ از نمودهاى اشياء است . در صورتى كه تجريد كلى از نوع كمى نيست ، بلكه انتزاع مفهوم مشترك در ميان افراد و موارد جنس ، نوع ، فصل و غير ذلك مىباشد . تجريد ممكن است چند درجه اى باشد ، مانند تجريد چند كلى از افراد و مصاديق خود و سپس هر يك از آن كليات ، بعنوان معدود منظور و عدد را از آنها انتزاع كنيم ، مانند يك كلى ، دو كلى ، سه كلى ، چهار كلى و غير ذلك ، چنان كه مىتوانيم چند كلى را بعنوان موارد تلقى نموده و كليات بالاتر و وسيعترى را از آنها انتزاع كنيم ، مانند چند نوع كلى كه مىتوان كلى جنس را از آنها انتزاع نمود .